صلوات بر شمس الشموس

 


اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي

الامامِ التّقي النّقي

و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري

الصّدّيق الشَّهيد

صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه

كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ.

خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا

امام با تقوا و پاک

و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک،

رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و مداوم

چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.


 

بررسی قاعده فقهی سوق المسلمین

چکیده

قواعد فقهیه بر قواعدی اطلاق می گردد که از ادله شرعی استخراج و استنباط گردیده و بر مصادیقش که مجموعه ای از احکام فقهی است منطبق می گردد. از جمله قواعدی که وظیفه شرعی انسان را، در روابط پیچیده اجتماعی و اقتصادی روشن کرده و مبنای برخی احکام فقهی قرار گرفته است، قاعده فقهی سوق المسلمین است. حجیت قاعده سوق بنا بر اجماع فقها، سیره متشرعه، روایات و اخبار به اثبات رسیده است. مفاد این قاعده چنین است قاعده سوق اماره بر تذکیه و طهارت است یعنی به صرف اینکه کالا در بازار مسلمانان باشد و علم به عدم تذکیه نداشته باشیم حلیت و طهارت آن برای ما ثابت است. اعتماد کردن بر این قاعده ما را از بسیاری از مشکلات می رهاند و به عبارتی دیگر این قاعده، ابزاری در برابر عسر و حرج در برخی موارد است و در صورت بی توجهی به این مسئله و بی مبالاتی در مورد آن باعث خوردن غذای حرام و شبهه ناک می شود؛ که ضرورت اهمیت تحقیق در مورد این قاعده را نشان می دهد. این پژوهش به روش توصیفی _ تحلیلی، با تکیه بر منابع کتابخانه ای انجام گرفته است وپس از شناخت معنی قاعده و بیان ادله، به بررسی جایگاه استفاده از آن، ارکان و شرایط و قلمرو آثار قاعده می پردازد.

کلید واژه ها: قاعده فقهی، سوق المسلمین، تذکیه، اماره.

محقق:سیده فاطمه شاهچراغ

استاد راهنما:مریم فراتی

استاد داور:دکتر علی پریمی

تاریخ دفاع:تابستان 97

برگزاری کارگاه نگارش علمی

برگزاری کارگاه مهارت نگارش علمی

همزمان با اجرای برنامه مهارت آموزی پژوهشگری در حوزه های خواهران سراسر کشور ،این برنامه در مجتمع آموزش عالی حوزوی فاطمیه دامغان نیز برگزار می شود

از جمله این مهارت ها کارگاه نگارش علمی است که بر روی درس سیره معصومین (ع) و با حضور طلاب پایه دوم  در حال اجراست .

این کارگاه هر هفته شنبه ها با حضور سرکارخانم مخلصی در این مجتمع برگزار می شود.

 

خصوصیات متفکران خلاق

متفکران خلاق چه خصوصیت هایی دارند؟ «پرکینز»6 چهار خصوصیت برای این افراد خلاق است که عبارتند از:

 الف) تفکر انعطاف پذیر و شیطنت آمیز


متفکران خلاق، انعطاف پذیرند و با مسائل بازی می کنند. نکته ای که تناقض برانگیز است، این است که خلاقیت اگر چه سخت و دشوار است، ولی اگر آن را آسان بگیریم، آسان می شود و به تعبیری، شوخی، چرخ های خلاقیت را روان می کند؛ البته منظور از شوخی در این جا، انعطاف روحی و تخیل است.

 ب) انگیزش درونی
 

آدم های خلاق، معمولاً از خلق کردن، لذت می برند و به نمره، پول و حتی راضی کردن دیگران خیلی اهمیت نمی دهند؛ بلکه همیشه به دنبال خلق این هشتند. بنابراین، آدم های خلاق، بیشتر انگیزش درونی دارند و نه انگیزش بیرونی.

 ج) خطر پذیری و ریسک
 

خطرپذیری یا بی مبالاتی و بی توجهی و قهرمان بازی متفاوت است.

آدم های خلاق، درصدی از خطر و ریسک را قبول می کنند و از این جهت اشتباه هم می کنند؛ البته این، نشانه مهارت کم آنها نیست؛ بلکه نشان می دهد که ایده های بیشتری دارند و امکانات بیشتری را در نظر می گیرند. برخی از ایده های آنها جواب می دهد و برخی دیگر با شکست مواجه می شود.

پبلو پیکاسو، نقاش اسپانیایی قرن 12، بیش از بیست هزار نقاشی کشید؛ ولی تمام آنها شاهکار نشدند. متفکران خلاق، با عدم موفقیت های خود کنار می آیند و از شکست عبرت می گیرند.

 د) ارزیابی عینی کار
 

بر خلاف این تصور قالبی که آدم های خلاق، خود محور و ذهن گرا هستند، اکثر متفکران خلاق سعی می کنند از کارشان ارزیابی عینی داشته باشند. آنها برای قضاوت های فوق ملاک هایی دارند و به قضاوت آدم های قابل اعتماد و محترم بها می دهند و به این ترتیب، می فهمند که آیا با تفکر خلاقانه بیشتر می توان کارشان را بهبود بخشید یا نه.

خشونت آخرین راهکار اسلام

چکیده:
گروهی سعی کرده اند با دست آویز قرار دادن تعداد معدودی از دشمنان سرسخت صدر اسلام، با استناد به بخشهایی از تاریخ اسلام به صورت گزینشی و با تحلیلی نادرست، پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله را شخصی تروریست معرفی کنند . نویسنده در رد این مطلب ابتدا به شیوه تبلیغ پیامبرصلی الله علیه وآله که بر اساس هدایت فکری و تقویت نیروی تفکر و اندیشه در مردم، همراه با رافت و رحمت استوار بود پرداخته، سپس مفهوم ترور را تبیین و با بررسی دقیق شرایط زمانی و مکانی این قتلها ثابت کرده است افرادی را که پیامبرصلی الله علیه وآله دستور قتلشان را صادر کرده است کسانی بوده اند که بر ضد اسلام و مسلمانان توطئه می کرده اند مانع پیشرفت اسلام و موجب سلب آسایش از جامعه اسلامی می شدند و از آنجا که پیامبرصلی الله علیه وآله حاکم اسلامی و ماذون از طرف خدا بوده است به خاطر حفظ جان مسلمانان و تامین امنیت آنها و برداشتن موانع پیشرفت اسلام آشکارا حکم اعدام این افراد را صادر فرمود .

منبع : مجله رواق اندیشه، شماره 16 , مهوری، محمد حسین(1)

قرآن و دعوت به اتحاد اسلامی

 با نگاهی به تاریخ نزول قرآن،در می یابیم،قرآن در جامعه ای نازل شد که مردم آن،به علت زندگی قبیلگی حکومت واحدی نداشتند و فقط پیوند خونی و قبیلگی بود که بر ارزش ها و روابط میان مردم حکم می راند.قسمت هایی از سرزمین آنها نیز،توسط دو قدرت امپراتوری روم و ساسانی اداره می شد.و این سلطه گری ها جدایی قبایل از یکدیگر را تشدید می نمود.

 در طول سال های متمادی کینه های ریشه داری در دل قبیله ها انباشته شده بود،به طوری که یک موضوع ساده و جزئی،شعله جنگ خونینی میان آنان برمی افروخت؛و این،اسلام بود که توانست،اقوام و طوایف پراکنده و کینه توز را تبدیل به ملتی واحد و متحد و برخوردار از آگاهی کند.

 قرآن کریم از همان آغاز نزول،با نظام قبیلگی که ریشه تمامی اختلاف ها بود،مبارزه کرد و «ایمان به خدای یکتا» را اساس ارزش ها معرفی نمود. بدین ترتیب،«ایمان مشترک» را نهادینه ساخت و تمامی مؤمنان را با هم برادر دانست.

 انّما المؤمنون اخوة؛در حقیقت مؤمنان با یکدیگر برادرند .(سوره حجرات، ایه 10) قرآن کریم در حالی که آنها را در کنار هم و متعلق به یک امت یکپارچه (یعنی امت اسلامی) می داند،تأکید می نماید: و انّ هذه امّتکم امة واحدة و انا ربکم فاتّقون؛و این امت شما امتی یگانه و یکپارچه است و من پروردگار شمایم، پس مرا بپرستید .(سوره مؤمنون، ایه 52) همچنین انسان ها را به همدلی و اتّحاد فرا می خواند و خاطر نشان می سازد که الفت، مهربانی و برادری نعمتی است که با پذیرش دین خدا از سوی پروردگار دو جهان به آنها عطا شده است و مسلمانان باید قدر دان این محبت و برادری باشند: و اعتصموا بحبل اللّه جمیعاً و لاتفرّقوا و اذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً؛و همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید،و نعمت خداوند را بر خود به یاد آورید،آن گاه که دشمن بودید،پس میان شما یک دلی و مهربانی ایجاد نمود،تا اینکه به نعمت و لطف او با هم برادر شدید . (سوره آل عمران، ایه 103)

 خداوند متعال در این ایه شریفه،همان مسئله اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه را مطرح می کند و از مسلمانان می خواهد که همگی به ریسمان الهی چنگ زنند و پراکنده نشوند.

 مفسران درباره اینکه منظور از «حبل اللّه» چیست،احتمالاتی را نقل کرده اند.بعضی می گویند:منظور از حبل اللّه، قرآ ن است و بعضی دیگر، اسلام را مقصود از آن می داند. برخی هم گفته اند که منظور خاندان پیامبر و ائمه معصومین(ع) 3 هستند.البته در روایات اسلامی نیز همین تعبیرات گوناگون دیده می شود.

 در «معانی الاخبار» از امام سجاد(ع) نقل شده است که فرمود:حبل الله، قرآن است.

 در تفسیر عیاشی آمده است که امام باقر(ع) فرمود:«حبل اللّه، آل محمد(ص)هستند که مردم مأمور به پبروی و یاری طلبی از آنها در زمینه ارتباط با خدا می باشند».

 اما،آنچه در تفاسیر و احادیث شریف آمده است،هیچ کدام با یکدیگر اختلافی ندارند و همگی به یک حقیقت اشاره دارند؛زیرا منظور از«ریسمان الهی» هر گونه وسیله ارتباط با خداوند متعال است و تمام آنچه در این زمینه گفته شده است،در مفهوم وسیع ارتباط با خدا که از «حبل اللّه» فهمیده می شود، مشترک است.

 این ایه شریفه از همه مسلمانان می خواهد که به ریسمان الهی،یعنی همان نقطه ارتباط با خدای متعال چنگ زنند و همگان بر این محور، اتفاق و اتحاد داشته باشند.

 سپس،قرآن کریم به نعمت بزرگ اتحاد و برادری اشاره می کند و مسلمانان را به تفکر در وضع اندوهبار گذشته و مقایسه آن با شرایط خود به هنگام وحدت فرا می خواند و می فرماید:فراموش نکنید که در گذشته چگونه با هم دشمن بودید،ولی خداوند در پرتو اسلام و ایمان،دل های شما را به هم مربوط ساخت و شما دشمنان دیروز، برادران امروز شدید.

رسول گرامی اسلام،در جریان «حجة الوداع» که شرایط حساس و خاصی بر مسلمانان حاکم بود، در مسجد «نجف» چنین ایراد سخن فرمودند:«خدا یاری کند بنده ای را که گفتار مرا بشنود و حفظ کند و سپس آن را به کسانی که نشنیده اند،برساند».این تعبیر آن حضرت، نشان از اهمیت موضوع دارد. آن گاه فرمود:«سه خصلت است که دل هیچ مسلمانی در مورد آنها خیانت نمی کند:

 1.اخلاص عمل برای خدا.

2.نصیحت و خیرخواهی برای رهبران مسلمانان.

3.همبستگی و شرکت در اجتماع مسلمانان».

راز اختصاص اربعین به امام حسین (ع)

چرا فقط برای امام حسین علیه السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه کنید:

1) فداکاری های امام حسین علیه السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه السلام، از همه مصیبت ها بزرگ تر و سخت تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه وآله عزاداری می کنیم و مراسم متعددی برپا می کنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه السلام می آمدند، شکنجه می کردند و می کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می کردند که یکی از این مناسبت ها، حادثه روز اربعین است.

5) یکی از نشانه های مؤمن، زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده است که علامت های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده اند. (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 545)

معرفي كتاب


 
 
کتاب اخلاق همسایه داری و آپارتمان نشینی

نویسنده : محمدجواد فلاح

تهیه کننده مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

مشخصات نشر: قم: دفترعقل، 1388
متأسفانه در دنیای ماشینی امروز، روابط عاطفی و انسانی مردم با یکدیگر چنان به ضعف و خاموشی گراییده است که همسایگان نزدیک نیز کوچک ترین خبری از حال همدیگر ندارند و حتی گاهی پس از چندین سال سکونت در یک محل، هنوز از نام هم بی خبرند. این در حالی است که خداوند در قرآن مجید، همه انسان ها را به احسان همسایگان سفارش می کند و می فرماید: «وَ بِالْوالِدَینِ إحساناً… الْجارِ ذی الْقُربی وَالْجارِ الجُنُبِ؛ و به پدر و مادر و… همسایه نزدیک و همسایه دور احسان کن». (نساء: 36) و امام علی(علیه السلام) در آخرین وصیت های خویش در نامه 47 نهج البلاغه می فرماید:

اللهَ اللهَ فی جیرانِکُمْ فَاِنَّهُمْ وصیهُ نَبِیِّکُمْ مازَالَ یُوصی بِهِمْ حتی ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُورِّثُهُمْ.

از خدا بترسید! از خدا بترسید! درباره همسایگان که همواره مورد سفارش پیامبرتان بوده اند (آن حضرت) به قدری درباره آنان سفارش می کرد که گمان می بردیم برای ایشان میراثی قرار خواهد داد.
رفتار نیک همسایگان با یکدیگر می تواند سرچشمه برکت های فراوان باشد. امام صادق (علیه السلام) در سخنی زیبا می فرماید: «حُسْنُ الْجَوارِ یُعَمِّرُ الدّیارَ و یَزیدُ فی الْاَعْمارِ؛ همسایه داری نیکو، شهرها را آباد و عمرها را طولانی می کند».(1)

وجود همسایه خوب برای آدمی، نعمتی ارزشمند است و رفت وآمد، رسیدگی، احوال پرسی، یاری، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز و هم دردی از جمله وظایف همسایگان و نشانه جوان مردی است؛ به گونه ای که حضرت علی (علیه السلام) در تأیید این مطلب می فرماید: «مِنَ المُروّهِ تَعَهُّدُ الجیران؛ رسیدگی به همسایگان، جوان مردی است».(2)

پژوهشگر ارجمند، جناب آقای محمدجواد فلاح در این پژوهش، پس از بیان ضرورت طرح اخلاق همسایه داری و آپارتمان نشینی، به بایدها و نبایدهای این ارتباط پرداخته و آثار نامطلوب همسایه آزاری و راهکارهای مناسب را برای احیای آداب اصیل اسلامی به وسیله رسانه ملی بازگو کرده است. امید می بریم که تلاش بی شایبه ایشان، مورد استفاده جدّی برنامه سازان ارجمند قرار گیرد.

خمس و آثار فردی و اجتماعی آن از دیدگاه اسلام

تحقيق پاياني

محقق:نجمه سادات مداح

استاد راهنما: خانم مريم عبيري

استاد داور:دكتر علي پريمي

تاريخ دفاع:تابستان 97

 

چکیده

قرآن کریم همان­گونه که به طهارت و پاکی جسم اهمیت داده به پاکی روح نیز اهمیت داده و یکی از روش­های پاک کردن روح و اموال را پرداخت زکات و خمس عنوان می کند. خمس جایگاه خاصی در اسلام دارد و یک تکـلیف مالی- عبـادی است؛ و آن بـودجـه­ای است در دست پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام(علیه السلام) تا در مصالح اسلامی مصرف کنند. خمس بر هفت چیز تعلق می گیرد که عبارتند از غنائم، گنج، معدن، منفعت، ( ارباح مکاسب)، زمینی که کافر ذمی از مسلمانی بخرد، مال حلال مخلوط به حرام، غوص ( مالی که به وسله فرورفتن در آب به دست می آید) و طبق آیه شریفه 41 سوره انفال؛ خمس به شش سهم: سهم خدا؛ سهم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ؛ سهم ذولی القربی؛ سهم یتیم؛ سهم مسکین؛ سهم در راه مانده تقسیم می شود. این نوشتار با روشی توصیفی ـ تحلیلی به بیان مساله خمس با هدف بررسی و شناخت آثار و پیامدهای ترک آن و بیان راهکارهای ترویج خمس به رشته تحریر در آمده است. لذا آن چه از قرآن و روایات فهمیده می شود این است که خمس، یک نوع بودجه مشروط برای اداره ولایت اسلامی و ترویج مبانی دینی است و مدیریت آن به دست پیامبر(صلی الله علیه و آله)  و یا جانشینان معصوم(علیهم السلام) اوست. از جمله آثار فردی پرداخت خمس، مشارکت در امور خیر، پاک شدن مال و برکت آن و … و از آثار اجتماعی آن تقویت و ترویج دین را نام برد. بینش دهی به مردم، بیان عبادی بودن خمس از راهکارهای پرداخت خمس است.

کلیدواژه: خمس، غنایم، سادات، ذی القربی، متعلقات خمس.

 

دیدگاه های تربیتی کندی

کندی از آن حیث که قلمرو تعلیم و تربیت را گسترش داد و علوم اوائل را وارد آن ساخت، پیشاهنگ تعلیم و تربیت اسلامی در قرن سوم خوانده میشود. [1] از نظر کندی آموزش باید از مواد ساده آغاز گردد و سپس مواد دشوارتر مطرح شود. [۲] کندی، تحت تاثیر دیدگاه فیثاغورسی ـ افلاطونی، لازم میداند که تعلیم و تعلم از ریاضیات آغاز شود، سپس بترتیب به منطقیات، طبیعیات، مابعدالطبیعه و سرانجام اخلاق و سیاست [3] پرداخته شود. کندی این علوم را «علوم انسانی» مینامد [4] و آن‌ها را در مقابل «علوم الاهی» به کار میبرد که به انبیا وحی میشود. [5] علوم انسانی، به معنای مورد نظر کندی، با چهار شرط قابل تحقق است: طلب، بحث، حیله و زمان. [۶] طلب، رویکردی ارادی است برای حصول معرفت [7] و بحث، عبارت است از تلاش و کندوکاو و تحمل مشقت برای پرده برداشتن از امور غامض و مجهول. [8] حیله (در لغت به معنای چاره ساختن)، وسیله یا روشی است که دانشجو در طلب معرفت از آن تبعیت میکند، زیرا همه علوم واجد روشی واحد نیستند و هر علمی روشی ویژه خود دارد. [9] منظور کندی از زمان این است که اگر طالب علم ترتیب از ساده تر به دشوارتر و از امور حسی به مجردات را در تعلیم و تعلم مراعات کند، در زمانی کوتاه به نتیجه میرسد و اگر جز این کند به حیرت و سرگردانی دچار میشود. [10] کندی در قلمرو تربیت، بر نقش عادت تاکید میکند و اخلاق حسنه و قبیحه را اکتسابی میداند و در این عقیده هم رای ارسطو ست [11] .

 

پي نوشت

1.  عبدالفتاح احمد فؤاد، فی الاصول‌ الفلسفیه للتربیه عند مفکر ی الاسلام‌، ج۱، ص۲۷۸.
۲. همان ج۱، ص۲۸۸.
3. همان، ۲۹۷- ۲۹۳.
4.  همان، ص۲۹۷.
5.  همان، ج۱، ص۲۹۷ـ ۲۹۸.
6.  همان ج۱، ص۲۹۸ـ۳۰۰.
7. همان، ص۲۹۸.
8.  همان، ص۲۹۸ـ۲۹۹.
9.  همان، ص۲۹۹.
10.  همان، ص۳۰۰ـ۳۰۱.
11.  حسام‌ محیی الدین‌ آلوسی، فلسفه الکندی و آراءالقدامی و المحدثین‌ فیه‌، ج۱، ص۲۸۰ 

واکاوی آموزه های اخلاقی اهل بیت(ع) در تربیت دینی

تحقيق پاياني با عنوان  «واکاوی آموزه های اخلاقی اهل بیت(ع) در تربیت دینی»      

 محقق:ام البنين لادن

استاد راهنما:حميده مخلصي

استاد داور:دكتر علي پريمي

تاريخ دفاع:تابستان97

چكيده

تربيت دينى، مجموعه تحولاتي است كه در فكر و عقيده فرد، به منظور ايجاد نوعى خاص از عمل و رفتار، كه متكى بر ضوابط مذهب باشد، انجام مى‏گيرد. در سايه اين تحولات، اخلاق، عادات، آداب و رفتار و روابط فردى و اجتماعى شخص صورت مذهبى و دينى به خود مى‏گيرد.

پژوهش حاضر با عنوان آموزه های اخلاقی اهل بیت علیهم السلام در تربیت دینی با هدف آشنایی با آموزه های تربیتی اخلاقی اهل بيت عليهم السلام به روش توصيفي تحليلي وگرد آوري كتابخانه اي به بررسي مراحل تربيت دينى، و اركان و اصول وابعاد آن پرداخته است. از مهمترين شاخصه هاي تربيت ديني شناخت و بصيرت ،تفكر وتعقل است واز مهمترين آموزه هاي  اخلاقي اهل بيت عليهم السلام در زمينه اخلاق فردي  مي توان به برد باري ،گذشت، شجاعت ويادخدا اشاره كردواز مهمترين آموزه هاي اخلاقي تربيتي اجتماعي در محيط خانواده مي توان به مهرباني ،حجب وحيا وادب  ،در محيط آموزش نيز مي توان به  مسئوليت پذيري ،اقامه نماز  واخلاق جنسي اشاره كرد.

واژگان كليدي: اخلاق، تربيت ،تربيت ديني،آموزه هاي اخلاقی.

بررسی الگـوی رفتاری حضرت یوسف(ع) بعنوان کارگزار حکومتی در قرآن و روایات

تحقيق پاياني با عنوان «بررسی الگـوی رفتاری حضرت یوسف بعنوان کارگزار حکومتی در قرآن و روایات»

محقق:مريم نجفي

استاد راهنما:زينت السادات رزم آرا

استاد داور:دكتر علي پريمي

تاريخ دفاع:تابستان97

 

چکیده:

حضرت يوسف(ع)  به عنوان پيامبري الهي و دولتمرد، توانست با محوريت هدايت انسان‌ها در عبوديت خداوند، مسير اصلاح اقتصادي را به عنوان وظيفه خويش برگزيند و به اصلاح محيط اجتماعي بپردازد. ازاين رو، مي تواند به عنوان الگويي پيشرفته در مسير ايجاد حكومت الهي مورد توجه جوامع قرار گيرد.گزينش كارگزار از سوي حاكم اسلامي با شرايط و ويژگي‌هايي همراه است كه بايد با كار او تناسب داشته باشد، از جمله ویژگی­های کارگزار حکومت بر اساس آیات و روایات می­توان به علم و توانایی، تعهد و تخصص، قدرت و برقراری قسط و عدالت، سعه صدر، آگاهی بر مسائل زمان و پرهیز از جاه­دوستی و مال­پرستی اشاره کرد. یکی از الگوهای مناسبی که قرآن کریم معرفی نموده، جریان صدارت امور حکومتی توسط حضرت یوسفj است؛ برنامه‌ريزي چهارده ساله حضرت يوسف براي عدالت اقتصادي و مبارزه با قحطي و فساد اقتصادي به خوبي اين اصل را تأييد مي‌كند كه اجراي عدالت اجتماعي در جامعه نيازمند برنامه‌ريزي بلندمدت و دقيق است. بر اين اساس، حكومت يوسفj را مي‌توان نمونه‌اي از يك حكومت الهي موفق دانست و آن حضرت را الگوي كارگزار حكومت ديني برشمرد.

 

کلید واژه: قرآن، حضرت یوسف علیه السلام، حکومت، کارگزار

 

 

دفاع امام علی از حضرت زهرا

یکی از مهمترین شبهاتی که وهابی‌ها با تحریک احساسات مردم، به منظور انکار قضیه هجوم عمر بن خطاب و کتک زدن فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) مطرح می‌کنند، این است که امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) از همسرش دفاع نکرد. مگر نه این‌که او اسد‌الله‌الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و…
عالمان شیعه در طول تاریخ از این شبهه پاسخ‌های گوناگونی داده‌اند که به اختصار به چند نکته بسنده می‌کنیم.

عکس‌العمل تند حضرت در برابر عمر
امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) در مرحله اول و زمانی که آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واکنش نشان داد و با عمر برخورد کرد، او را بر زمین زد، با مشت به صورت و گردن او کوبید؛ اما از آن جایی که مامور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صبر پیشه کرد. در حقیقت با این کار می‌خواست به آن‌ها بفهماند که اگر مامور به شکیبائی نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، کسی جرات نمی‌کرد که این فکر را حتی از مخیله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان‌های الهی بوده است.

ادامه »

خدا با ماست

 

كاش اين جمله را هرگز فراموش نكنيم .اگر هميشه يادم باشد خدا با من است نه خوفي بر من است و نه اندوهي…

آمرزش ارتداد با توبه

مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. واژۀ ارتداد ریشۀ قرآنی دارد.

ارتداد با توبه آمرزیده می‌شود.
واذ وعدنا موسی اربعین لیلة ثم اتخذتم العجل من بعده وانتم ظــلمون [۱] ثم عفونا عنکم من بعد ذلک لعلکم تشکرون [۲] واذ قال موسی لقومه یـقوم انکم ظـلمتم انفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم فتاب علیکم… [۳]
کیف یهدی الله قوما کفروا بعد‌ایمـنهم وشهدوا ان الرسول حق.. [۴] الا الذین تابوا من بعد ذلک واصلحوا فان الله غفور رحیم. [۵]
یسـلک اهل الکتـب ان تنزل علیهم کتـبا من السمآء فقد سالوا موسی اکبر من ذلک… ثم اتخذوا العجل من بعد ما جآءتهم البینـت فعفونا عن ذلک…. (اگرچه در آیه ، توبه مطرح نشده است ولی به قرینه آیات مشابه، (آیات ۵۱ و ۵۴ سوره بقره ) استفاده می‌شود که گوساله پرستان بنی اسرائیل ، توبه کردند و خداوند آنان را آمرزید) [۶]
ان الذین اتخذ وا العجل سینالهم غضب من ربهم وذلة فی الحیوة الدنیا.. [۷] والذین عملوا السیـات ثم تابوا من بعدها وءامنوا ان ربک من بعدها لغفور رحیم. [۸]
لاتعتذروا قد کفرتم بعد‌ایمـنکم ان نعف عن طـآئفة منکم نعذب طـآئفة بانهم کانوا مجرمین. [۹] (مراد به «ان نعف عن طائفة» آمرزش آن دسته از مرتدانى است كه توبه كرده‌اند) [۱۰]
ثم ان ربک للذین هاجروا من بعد ما فتنوا ثم جـهدوا وصبروا ان ربک من بعدها لغفور رحیم. (با توجه به سياق آيات فوق و شأن نزول، مقصود از «فتنوا» مى‌تواند كسانى باشند كه پس از شکنجه ، مرتد شدند و با هجرت و جهاد ایمان آوردند) [۱۱]

پي نوشت 


۱.  بقره/سوره۲، آیه۵۱.
۲.  بقره/سوره۲، آیه۵۲.
۳.  بقره/سوره۲، آیه۵۴.
۴.  آل عمران/سوره۳، آیه۸۳.
۵.  آل عمران/سوره۳، آیه۸۹.
۶.  نساء/سوره۴، آیه۱۵۳.
۷.  اعراف/سوره۷، آیه۱۵۲.
۸.  اعراف/سوره۷، آیه۱۵۳.
۹. توبه/سوره۹، آیه۶۶.
۱۰.  طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۷۲.
۱۱.  نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۰.

بشارت رسول خدا (ص)

قالَ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): اُبَشِّرُکُم بالمَهدیِ یَبعَثُ فی اُمَّتی عَلی إختلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ یَملاُ الأَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً یَرضی عَنهُ ‌ساکِنُ السَّماء وَ ساکِنُ الأَرضِ یُقَسِّمُ المالَ صِحاحاً فَقالَ رَجُلٌ ما صِحاحاً قال (علیه السّلام): بالسَّویَّهِ بَینَ الناسَ وَ یَملاُ اللهُ قُلوبَ اُمَّةِ مُحمدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) غِنیً وَ یَسَعُهُم عَدلُهُ، حَتی یَأمُرَ مُنادِیاً یُنادی یَقُولُ مَن لَهُ فی المالِ حاجَةُ فَما یَقُومُ مِنَ الناسِ إلا رَجلٌ واحِدٌ.

 

                                                                                                                                    “کشف الغمه، جلد ۲، صفحه ۴۸۳

رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: شما را به ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت می دهم. زمین را پر از عدل می کند؛ همان گونه که از جور و ستم پر شده است، ساکنان آسمان ها و زمین از او راضی می شوند و اموال و ثروت ها را به گونه ای درست تقسیم می کند. کسی پرسید: معنای تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به طور مساوی میان مردم.

سپس فرمود: دل های پیروان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بی نیازی پر می کند. عدالتش همه را فرا می گیرد، تا آن جا که دستور می دهد کسی با صدای بلند صدا زند هر کس نیاز مالی دارد برخیزد، هیچ کس جز یک تن برنمی خیزد.

 

 

تهذيب در كلام استاد اخلاق

 

امام خمينى(ره) :
هر قدر در جوانى انسان مهذّب شد، شد.
اگر در جوانى خداى نخواسته مهذّب نشد بسيار مشكل است كه در زمان كهولت و پيرى كه اراده ضعيف است و دشمن قوى، اراده انسان ضعيف مى شود و جنود ابليس در باطنِ انسان قوى، ممكن نيست ديگر . . .
اگر هم ممكن باشد، بسيار مشكل است.از حالا به فكر باشيد، از جوانى به فكر باشيد.
                                                                                                                                                 صحيفه نور، ج ۱، ص ۱۲۵

مبناي تشخيص ما چيست؟

امام صادق (ع) مي فرمايد:

فريب نماز و روزه مردم را نخوريد زيرا آدمي گاه چنانا به نماز و روزه خو مي كند كه اگر آنها را ترك گويد ،احساس ترس مي كند،بلكه آنان را به راستگويي و امانت داري بيازماييد.

آيا واقعا مبناي قضاوتها ي ما اين است؟

 

آيت الله محمد هادي معرفت

حدود سیصد سال پیش، فردی به نام «شیخ علی» از روستای میس جبل عامل، به همراه خانواده و طایفه خود به اصفهان هجرت کرد. وی فرزند شیخ عبدالعالی میسی، صاحب رساله میسیّه بود. شیخ علی، پدر و عموهایش، همه از خانواده اهل علم بودند و مردم منطقه جبل عامل و روستای میس، ارادت خاصی به آنان داشتند. اینکه چرا شیخ علی ترک وطن نمود و به اصفهان مهاجرت کرد، به درستی معلوم نیست؛ ولی ممکن است به این دلیل بوده باشد که به عنوان یک شیعه، بتواند در آسایش به سر برد. زیرا در آن زمان، اصفهان مرکز تشیع و مذهب رسمی کشور ایران، شیعه بود.

پس چند سال، اقامت در اصفهان میرزا محمدعلی به همراه خانواده اش، درحالی که پدر محمدهادی؛ یعنی شیخ علی پانزده سال داشت، در سال 1290 هجری از سده اصفهان به کربلا مهاجرت کرد. شیخ علی در همان جا تشکیل خانواده داد و در سال 1338 ه_. ق، در 63 سالگی، دار فانی را وداع گفت و در کربلا، در ایوانِ پشت بارگاه حضرت عباس بن علی(ع) به خاک سپرده شد.

مادر محمدهادی، سیده زهرا، نیز دختر سید هاشم تاجر رشتی بود که در کربلا چشم به جهان گشود و رشد و نمو یافت، تشکیل خانواده داد و سرانجام در سال 1363 شمسی در کربلا از دنیا رفت و همانجا دفن شد.(1)

ثمره ازدواج شیخ علی با سیده زهرا، چند فرزند بود به نام های: حاج میرزا احمد که در تهران از منبری های مشهور به شمار می رفت، میرزا محمود که در قم و در کسوت روحانیت است و محمدهادی معرفت نام دارد.

ولادت

شیخ علی، پس از زیارت، چند قرص نان خرید و به سوی منزل به راه افتاد. از حرم سیدالشهدا(ع) تا خانه اش راه زیادی نبود. فقط چند کوچه فاصله داشت. به سر کوچه رسید. پسرش احمد را دید که منتظر ایستاده است. احمد با دیدن پدرش به سوی او دوید. نان ها را از دستش گرفت و گفت: «پدرجان، یک خبر خوش! ما صاحب یک برادر دیگر شدیم. یک برادر کوچولو و ناز».

شیخ علی با شنیدن این خبر خوشحالی خود را پنهان نکرد، دستی به سر فرزندش کشید، سپس دست هایش را به سوی آسمان بلند کرد و خدا را سپاس گفته، به سرعت به طرف خانه به راه افتاد.

احمد گفت: «پدر جان، کمی آهسته تر! من نمی توانم به شما برسم». ولی شیخ علی که نگران حال همسرش بود، توجهی نکرد و به راه خود ادامه داد. هنگامی که وارد حیاط خانه شد، هنوز صدای گریه نوزاد به گوش می رسید. یکی _ دو تا از زن ها نیز در حال شست وشو و مرتب کردن خانه بودند. شیخ علی خود را به بالین «سیده زهرا» رساند و قدم نورسیده اش را تبریک گفت و از همسرش احوال پرسی کرد. وقتی مطمئن شد حال هر دو خوب است، اتاق را ترک کرد تا همسرش استراحت کند.

سال 1309 شمسی بود و چیزی تا محرم نمانده بود. شیخ علی به کتابخانه اش رفت و مشغول مطالعه شد. می خواست مثل هر سال، منبرهای خوب و مفیدی داشته باشد و در ایام محرم، نکته های تاریخی و آموزنده ای از  زوایای زندگی و قیام امام حسین و حضرت عباس(ع) را برای مردم کربلا بازگو کند.

چند روزی از تولد نوزاد گذشت. می بایست برای او نامی انتخاب می کردند. از این رو، شبی سیده زهرا از شیخ علی پرسید: «نامش را چه می گذاری؟»

شیخ علی گفت: «نظر شما چیست؟» سیده زهرا گفت: «من در انتخاب نام بر شما پیش دستی نمی کنم. نام او را هم مثل نام های دیگر فرزندانمان شما انتخاب کنید».

احمد _ برادر بزرگ تر _ گفت: «من می گویم محمد بگذارید». محمود هم گفت: «هادی بهتر است».

شیخ علی نگاهی به احمد و محمود کرد و گفت: «اسمی انتخاب می کنیم که همه راضی باشیم». آن گاه کودک را در آغوش گرفت و پس از خواندن اذان و اقامه در گوشش نام «محمدهادی» را برایش برگزید.

 

پي نوشت

1- آفتاب معرفت، مؤسسه فرهنگی تمهید، ص 6.

منبع:كتاب حيات نيكان ج3،آيت الله محمد هادي معرفت ،نوشته مهدي محدثي،صص7-10

آشنايي با زنان قرآني (خوله دختر ثعلبه)

 « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » 

قَدْ سَمِعَ اللهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها وَ تَشْتَکِی إِلَی اللهِ وَ اللهُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ* الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ* وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ* فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً ذلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللهِ وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ (مجادله: 1- 4)

خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می کرد را شنید [و تقاضای او را اجابت کرد]، خداوند گفت وگوی شما را با هم [و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش] می شنید و خداوند شنوا و بیناست. کسانی که از شما نسبت به همسرانشان ظهار می کنند [و می گویند: «انتِ علی کظهر امّی» تو نسبت به من به منزله مادرم هستی]، آنان هرگز مادرانشان نیستند، مادرانشان تنها کسانی هستند که آنها را به دنیا آورده اند. آنها سخنی زشت و باطل می گویند و خداوند بخشنده و آمرزنده است. کسانی که همسران خود را ظهار می کنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده ای را آزاد کنند. این دستوری است که به آن اندرز داده می شوید و خداوند به آنچه انجام می دهید، آگاه است. و کسی که توانایی [آزاد کردن برده ای] نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند، این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید، اینها مرزهای الهی است و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند.

شأن نزول آیات
این آیه ها، درباره خوله بنت ثعلبه، که همسرش به علت عصبانیت با لفظ ظهار او را طلاق گفته و سپس پشیمان شده بود، نازل گردید. 

خوله کیست؟

خوله دختر ثعلبه بن اصرم بن فهر بن ثعلبه بن غنم بن عوف است. این زن، زیبایی ظاهر و باطن را با هم داشت و در فصاحت و بلاغت کم نظیر و از خاندانی بزرگ و بلندمرتبه بود. پس از بعثت رسول خدا (ص) با ایمانی که به خداوند تبارک و تعالی داشت، به سوی ایشان شتافت و با گفتن شهادتین با رسول خدا (ص) بیعت نمود.

همسر خوله، اوس بن صامت بن قیس، از صحابی بزرگ رسول خدا (ص) بود که در جنگ های بدر، احد و … همراه پیامبر (ص) با کفار جنگیده بود. خوله و اوس، فرزندانی داشتند که ربیع بن اوس بزرگ ترین فرزند آنها بود.

ادامه »

خانواده در نهضت حسینی

 

تبیین جایگاه و نقش خانواده ها در نهضت حسینی موضوعی است که این کتاب به آن پرداخته است.
مشخصات کتاب:
عنوان: خانواده در نهضت حسینی(با تحلیل روانشناسی روابط خانوادگی)
نویسنده: عبدالرحیم پورشجاعی
ناشر: مجتمع فرهنگی عاشورا
سال چاپ: 1392
بخشی از کتاب:
در حادثه کربلا و آن شرایط رنج آور حاصل از ددمنشی دشمن، موضوع انسجام خانوادگی به خوبی تصویر می شود که ناگزیر به اعضای خانواده امام (ع) و یاران بزرگوارش در آن واقعه عظمی بستگی قوی دارد. این پیوند به همراه تعهد برای حفظ آن موجب می شود تا خانواده ها در تمام شرایط در کنار هم باشند. دو ویژگی انسجام و تعهد و تمایل به وقت گذراندن با هم هستند.این ویژگی ها در خانواده نوپای وهب و خواهران و دامادهای امام (ع) و… دیده می شود.
معرفی کتاب:
نهضت امام حسین یک نهضت خانوادگی است. علاوه بر پدر، همه خانواده از طفل شیرخواره تا همسر و خواهران در جریان کربلا و اتفاقات پس از آن شرکت داشتند. تبیین جایگاه و نقش خانواده ها در نهضت شکوهمند حسینی موضوعی است که در این کتاب به آن پرداخته شده به این دلیل که واکاوی روابط اعضای خانواده عاشورایی در جریان حوادث آن روزهای شوم درس های بزرگی برای پیروان اهل بیت (علیهم السلام) خواهد داشت.

کتاب حاضر به سه نوع خانواده در این جریان توجه داشته است. از یک سو خانواده بنی هاشم و یاران امام حسین (ع) و از سوی دیگر خانواده دشمنان اهل بیت (علیهم السلام). مقایسه این دو جریان نتایج خوبی را برای تحقیق رقم زده است. از این رهگذر می توان به نقش پدر، مادر، زن و تک تک اعضای خانواده در آموزه های دین اسلام پی برد.
کتاب دو بخش دارد. بخش اول به موضوعات حضور خانواده، جاودانگی، جهانی بودن، پیام نهضت، درخواست مردم و ثمره قیام پرداخته شده است. بخش دوم مشتمل بر سه فصل است. فصل اول به خانواده بنی هاشم اختصاص یافته است. خانواده امام حسن (ع)، همسران امام حسین (ع)، خانواده امام سجاد (ع)، خانواده حضرت زینب (ع)، خانواده مسلم ‌بن عقیل و خانواده حضرت ام کلثوم.
در فصل دوم، خانواده یاران امام حسین (ع) بررسی شده اند. مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر، رویحه همسر هانی بن عروه، عبدالله بن عمیر و… از جمله این یاران هستند.
فصل سوم به معرفی خانواده‌های دشمنان اهل بیت (علیه السلام) اختصاص یافته است. خانواده یزید، خانواده عبیدالله بن زیاد، دختران و زنان بنی‌امیه، خانواده خولی و غیره. در ضمن نواقص رفتاری خانواده های نامتعادل تحلیل شده است.
منبع: سبک زندگی