صله رحم، نه قطع رحم

امام سجاد علیه السلام می فرماید: «وَ أَکافِی مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَهِ؛ (بار خدایا! مرا توفیق ده…) با آن کس که رشته مودّت بریده است، بپیوندم.»(1) امام این توصیه را درباره خویشاوندان نمی کند، ولی یکی از موارد برجسته آن، خویشاوندان است. امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر فرمود: «لا تَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ إِنْ قَطَعَکَ؛ با خویشاوندانت قطع رحم نکن، اگرچه آنان با تو قطع رابطه کردند».(2)

پیامبر اسلام فرمود:

أَلا أَدُلُّکُمْ عَلی خَیرِ أَخْلاقِ أَهْلِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ : مَنْ عَفا عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ وَ یعْطِی مَنْ حَرَمَهُ .(3)

آیا شما را به بهترین اخلاق اهل دنیا و آخرت خبر دهم : کسی که فردی را که به او ظلم کرده است، ببخشاید و با آن کس که با او قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار سازد و به کسی که او را محروم کرده است، عطا و بخشش کند.

1- الصحیفه السجادیه، دعای 20، فراز 9.
2- وسائل الشیعه، ج 8، ص 594.

3- محمد بن محمد سبزواری، جامع الاخبار، تحقیق: علاء آل جعفر، قم، مؤسسه آل البیت، 1414 ه_.ق، ص 287

منبع:کتاب اخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه،حمید رضا حق شناس،ص68

ویژگی های همسران شایسته

 در روایت های اسلامی به ویژگی های بسیاری برای همسر به عنوان مادر آینده فرزندان اشاره شده است که توجه به این ویژگی ها پیش از ازدواج، لازم است؛ زیرا برای داشتن نسلی سالم و صالح، به وجود مادران شایسته نیاز است و اگر مادران شایستگی های لازم را نداشته باشند، بعید است فرزندان و آینده سازان جامعه به خوبی تربیت شوند. ازاین رو، در آموزه های اسلامی به رعایت معیارهای مناسب برای انتخاب همسر شایسته و مادر نمونه برای فرزندان تأکید بسیار شده است. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید:

حسْنُ الاْءَخْلاقِ بُرهانُ کَرَمِ الْأَعْراقَ.(1)

سجایای اخلاقی انسان، دلیل بر پاکی و کرامت ریشه و ژن هایی است که فرزند را به وجود آورده اند.

ازاین رو، بایسته است به برخی از ویژگی های مادر که در تربیت فرزند تأثیر بیشتری دارند و هنگام انتخاب همسر باید به آن توجه بیشتری شود، اشاره کنیم:
الف) ایمان
الف) ایمان

ادامه »

چشم پوشی از خطاها در خانواده

بیشترین سفارش اسلام در مورد مسائل خانوادگی، گذشت و چشم پوشی زن و شوهر از لغزش ها، کج خلقی ها و اشتباه های یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر همانند دیگر انسان ها، روحیات و طرز تفکری دوگانه دارند. آنهایی که مدعی اند در همه موارد مانند هم می اندیشند و موافق و هماهنگند، شاید هنوز زمینه و  موقعیتی نیافته اند که خصلت های واقعی همدیگر را بشناسند. حتّی اگر زن و شوهری با روحیه مشترک پیدا شوند، باز هم هیچ یک از اشتباه و خطا و عصبانیت در امان نیستند. ازاین رو، اهمیت گذشت و تأثیر آن در تداوم روابط سالم آشکار می شود.(1) وجود گذشت، بی گمان کانون خانواده را با حرارت نگاه می دارد، عشق و محبت را افزایش می دهد و اختلاف و مشاجره را پایان می بخشد. گذشت، نشانه حسن نیت و خوش بینی به زندگی است. گذشت و چشم پوشی در عواطف طرفین اثری نیکو دارد و طرز فکر و شیوه عمل آنان را متحول خواهد کرد. چه بسیار تیرگی ها که در پرتو این صفت از میان برخاسته و جای خود را به صفا و صمیمیت سپرده است.(2)

عیب جویی، گل دوستی و محبّت را پژمرده می کند و عیب بینی، خارزار خشم و دشمنی را در دل می پرورد و زندگی خانوادگی را به تلخی و جدایی می کشاند. در عین حال، دستور زندگی، صبر و شکیبایی در برابر مشکلات و گذشت و فداکاری برای ادامه حیات است به ویژه به هنگام رفتار نابخردانه همسر، این گذشت و نادیده گرفتن، برای فرد ضروری است؛ زیرا بی تابی در برابر این امور، سبب شکست در زندگی می شود.(3)

زن و شوهر، باید توجه کنند که انسان به آسانی و به سرعت نمی تواند به خطاها و اشتباه های خود پی ببرد، بلکه باید با شیوه ای بسیار لطیف و با روشی بسیار ملایم و دقیق، او را به قلّه آگاهی رسانید. خداوند در قرآن کریم سفارش می کند که از خطاهای دیگران چشم پوشی کنید، بلکه خطای آنان را نادیده بگیرید.

 «وَ لَیعفُوا وَ لْیَصْفَحوا اَلا تُحبّونَ اَن یَغفراللّه ُ لَکُم و اللّه غفورٌ رَحیمٍ؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند. آیا دوست نمی دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است». (نور:22)

[1] . احمد حسینیا، بهداشت روانی ازدواج و همسرداری، تهران، انتشارات مفید، 1380، چ 1، ص 208.
[2] . همان، ص 201.
 [3] . محمد رضا کاشفی، آیین مهرورزی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376، ص 178.

منبع:کتاب راهکارهای برقراری روابط سالم و سازنده در خانواده ،نوشته داوود حسینی ،ص36

معرفی کتاب

«سفر به پایتخت داعش» داستان جوانی آلمانی - تونسی به نام «محمد الفاهم» است که با آرزوی پیوستن به گروه داعش، راهی سرزمین شام می شود.

محمد الفاهم در سال 1990 در دورتموند آلمان به دنیا آمد. پدر و مادر محمد که نگران تربیت وی و دو خواهر بزرگترش در جامعه آلمان بودند، دورتموند را به قصد تونس ترک می کنند.

محمد 5 سال بیشتر ندارد که وارد جامعه تونس می شود. مادر وی زنی مذهبی و پایبند به سنت های عربی است و نقش عمده ای را در تربیت تنها پسرش ایفا می کند. محمد در 22 سالگی و برای تحقق رویاهای کودکی و کمک به تشکیل دولت خلافت اسلامی با شوقی غیر قابل توصیف از تونس راهی استانبول و از آنجا عازم تل ابیض در مرز سوریه و ترکیه می شود.

وی در بدو ورود به سرزمین شام با کنیه «ابوزکریا» به همرزمانش معرفی می شود. ابوزکریا در خاطرات خود که با عنوان “کنت فی الرقه” به چاپ رسیده است، تصویر روشن و مستندی از مشاهدات، انتظارات و رویاهایی که در هنگام ورود به سرزمین های خلافت اسلامی داشت را روایت می کند.

ابوزکریا همچنین اعتقادات و باورهای داعش، ساختار تشکیلاتی و رفتارهای سازمانی آن، چگونگی انتقال جنگجویان به سرزیمین شام و خلافت اسلامی، نحوه زندگی مردم در مناطق تحت اشغال داعش، عوامل جذب و دفع جوانان به داعش، تکنیک ها و تاکتیک های رزمی و در نهایت جنایات هول انگیز و دهشتناک داعش را به زبانی ساده و روان در این کتاب روایت می کند.

محمد الفاهم از همان نخستین روزهای ورود به تشکیلات مخوف داعش، نقش سراب را بر پرده آرزوهایش مشاهده می کند و هر چه جلوتر می رود، زوایای پنهان و آشکار بیشتری از شیطان صفتی این گروه جنایت پیشه برایش هویدا می شود.
وی پس از یک سال زندگی در میان اعضای این گروه تکفیری، به کشورش باز می گردد تا روایت مستند خود را از زوایای پنهان داعش برای «هادی یحمد» روزنامه نگار مشهور تونسی بازگو نماید.

راز نامگذارى اصحاب یمین

‌این گروه اهل یُمن و خیر بوده، مسیر حركت زندگیشان به سمت و سوى آن است[1]، به ‌طورى كه در آخرت نیز غرق در نور و بركت‌اند:[2] «نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ» (سوره تحریم/66، 8؛ سوره حدید/57،12) شاید به همین جهت، عرب به پرنده یا حیوانات وحشى كه هنگام پرواز و رَم‌كردن به سمت راست حركت كنند به یُمن و خوبى تفأل ‌مى‌زند.[3] طبق روایت هر دو دست پروردگار، یمین است كه كنایه از خیر محض بودن خداست: «كلتا یدیه تبارك و تعالى یمین».[4]
عالم دو سمت دارد: سمت راست آن ملكوت اعلا و جایگاه ارواح نورانى و فرشتگان نویسنده نیكی‌ها و بهشت موعود رستگاران: «إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ».(سوره مطففین/83، 18) و سمت چپ آن، ملكوت اسفل و جایگاه اصحاب ‌شمال است (‌=>‌اصحاب ‌شمال) و چون اصحاب ‌یمین در ملكوت اعلا قرار دارند. آنان را اصحاب ‌یمین نامیده‌اند.[5]
چون اصحاب یمین نامه عمل را با دست ‌راست دریافت مى‌كنند به این نام شناخته شده‌اند، چنان كه قرآن نیز به صراحت این مطلب را بیان كرده است: «فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ».(سوره اسراء/17، 71)[6]
وجوه دیگرى نیز براى این نامگذارى ذكر شده است؛ مانند قوى‌تر بودن سمت راست بدن از سمت چپ آن یا شرافت و برترى سمت راست بر سمت چپ كه بر اساس آن در عرف، بزرگان را در سمت راست جاى مى‌دهند.[7]

1-مجمع البیان، ج‌ 10، ص‌ 591.
2-التفسیر الكبیر، ج‌ 27، ص‌ 142.
3-التفسیر الكبیر، ج‌ 27، ص‌ 142.
4-الكافى، ج‌ 2، ص‌ 126.
5-تفسیر صدرالمتالهین، ج 7‌، ص 22؛ بحارالانوار، ج‌ 64، ص‌ 128.
6-مجمع البیان، ج‌ 9، ص‌ 324؛ التفسیر الكبیر، ج‌ 27، ص‌ 142؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج‌ 7، ص‌ 21.
7-التفسیر الكبیر، ج‌ 27، ص‌ 143.

عید فطر در روایات

 امام علی‏ علیه‌السلام: «إنَّما هُوَ عِیدٌ لِمَن قَبِلَ اللَّهُ صِیامَهُ و شَكَرَ قِیامَهُ»؛ امروز تنها عید كسی است كه خداوند روزه‌‏اش را پذیرفته و

شب‌زنده‌‏داری‌‏اش را سپاس گزارده است. (نهج‌البلاغه، حكمت ۴۲۸)

انتخاب «مقام معظم رهبری» به رهبری (سالِ1368) با وجود تعییرنیافتنِ شرط «مرجعیت» در قانون اساسی

سوال
پس از رحلت حضرت امام(ره) و در هنگام انتخابِ مقام معظم رهبری، هنوز قانون اساسیِ قبلی رسمیت داشت که در آن شرط مرجعیت برای رهبر ذکر شده بود، آن انتخاب چگونه مطابق قانون بود؟

پاسخ
آیة اللّه طاهری خرم آبادی: در اصل یک صدوهشت قانون اساسیِ قبلی صلاحیت علمی و تقوایی برای مرجعیت شرط بود نه این که مرجع بالفعل باشد. در اصل پنجم نیز تعبیر مرجعیت نیامده بود:

(در زمان غیبت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت برعهده فقیهِ عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند. )

در این اصل تعبیر(مرجع) نیامده، بلکه تعبیر (فقیه عادل) آمده است. در اصل یک صد و نهم شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری را ذکر می کند که در آن هم تعبیر (صلاحیتِ علمی برای مرجعیت) را دارد. در اصل یک صد و هفتم آمده بود:

(هرگاه یکی از فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم این قانون از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده باشد همان گونه که در مورد مرجع عالی قدر تقلید و رهبر انقلاب آیة اللّه العظمی امام خمینی چنین شده است این رهبر ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از آن را برعهده دارد، در غیر این صورت خبرگانِ منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند بررسی و مشورت می کنند، هرگاه یک مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند او را به عنوان رهبر به مردم معرفی می نمایند…. )

در این جا لفظ (مرجع) آمده است. در زمان امام ما این مطلب را در همان کمیسیون یک صد وهفت که خود من هم عضو آن بودم به بحث و بررسی گذاشتیم (این کمیسیون یکی از وظایفش این است که کبری را تشخیص بدهد و در واقع قانون اساسی را در این گونه موارد تفسیر کند) که آیا میزان اصل پنج است که مسئله فقیه را مطرح کرده است و یا اصل یک صدونُه است که شرایط و صفات را ذکر می کند یا اصل یک صدوهفت است که مرجعیت بالفعل ممکن است از آن استفاده گردد. در آن جا رأی اکثریت این شد که معیار صلاحیت مرجعیت است نه مرجعیت بالفعل. البته بعضی هم مخالف بودند و حتی مخالفان پافشاری می کردند که نامشان نوشته شود. بعد از ارتحال حضرت امام در جلسه عمومی خبرگان هم که بحث شد آقای امینی، مصوبه کمیسیون را خواند که لازم نیست رهبر، مرجع بالفعل باشد بلکه اگر صلاحیت این کار را داشته باشد کافی است، در آن جلسه هیچ کس مخالفتی نکرد.

مستند دیگر نامه ای بود که حضرت امام به مجلس بازنگری قانون اساسی نوشته بودند و در آن جا تصریح کرده بودند که برای رهبری (مرجعیت) لازم نیست و فرموده بودند که: من همان اول هم که شما این قانون را وضع کردید می دانستم دچار مشکل خواهید شد. پس مصوبه کمیسیون، نامه حضرت امام و عدم مخالفت اعضای مجلس، همگی مستندِ قوی و کافی برای آن انتخاب بود.

آفتاب در طلعت آفتاب

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مجدد اسلام در جهان مادی و ظلمانی قرن بیستم، حضرت امام خمینی قدس سره، در پی یک بیماری تقریبا طولانی، با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی رفیق اعلی سفر نمودند و ملت با ناباوری، غم سنگین فراغ امام را بر دوش خود احساس کرد. دشمن مستکبر و کینه توز که سالها خود را برای چنین لحظه هایی آماده ساخته بود، به گمان خام خود، به مقصود نزدیک شده بود. اما دو عامل بسیار مهم در کنار هم، اسباب شکست، خواری و ناامیدی دشمن و امید و شادمانی مؤمنان و مستضعفان را فراهم کرد. حضور ده میلیون عزادار در بزرگترین تشییع و خداحافظی، توفانی از اراده میلیونی مردم را در حفظ دستآوردهای انقلاب اسلامی و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبری انقلاب را به وجود آورد. توفانی که همچون توفان «طبس» که هواپیماهای تجاوزگر را در هم کوفت، امیدهای دشمن را به یاس مبدل نمود. در کنار حضور خیره کننده مردم عزادار و ماتم زده، اجلاس فوق العاده مجلس خبرگان رهبری و تصمیم گیری سریع و قاطع و انتخاب صحیح و درست آنان، انقلاب اسلامی را صاحب سکانداری امین، با تقوا، بادرایت، شجاع و مدیر کرد. در واقع یک روز هم، انقلاب و ملت بدون رهبر و نقطه امید به سر نبرد و رحمت واسعه الهی، آن حضور عجیب و بی سابقه را به بار نشاند. به این ترتیب، دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به پایان نرسید. امام از میان ملت رخت بربست و خلف و شاگرد و مرید صالح او طلوع کرد.

برگرفته از حوزه نت

مقربان چه کسانی هستند

کلمه «تقرّب» از ریشه «قُرب» گرفته می­شود که در لغت به معنای نزدیک شدن به چیزی است.[1] و مقرّبان درگاه الهی به کسانی گفته می‌شود که توانسته‌اند به خداوند نزدیک شوند. البته از آنجا که خداوند، موجودی مادی نیست؛ لذا این قُرب و نزدیک شدن به معنای مادی آن نیست، بلکه به جهات روحانی و معنوی است. به روحانی بودن این تقرّب در قرآن کریم در مواردی مانند آیه شریفه «فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏»[2] اشاره شده است.[3]
نزدیک بودن به خدا می‌تواند معنای دیگری نیز داشته باشد که بر تمام رستگاران و بهشتیان اطلاق شود؛ به این معنا که تمام انسان‌های رستگار به خداوند نزدیک شده‌اند. البته در نگاهی دیگر، تعداد معدودی از انسان‌ها نیز وجود دارند که از بهشتیان رستگار دیگر نیز مقام بالاتری دارند. این مطلب را می‌توان از برخی آیات قرآن به دست آورد؛ مانند آیات شریفه «پس اگر او از مقرّبان باشد، در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است! امّا اگر از اصحاب یمین باشد، (به او گفته می‌شود:) سلام بر تو از سوى دوستانت که از اصحاب یمینند!».[4]
اما در این‌که چه موجوداتی می‌توانند مقرّبان درگاه الهی قرار گیرند، باید ابتدا تقسیمی از موجودات ارائه نمود:
1. موجوداتی که خداوند بر آنها تکلیفی نهاده است.

2. موجوداتی که تکلیفی بر آنها وجود ندارد.

دسته اول؛ انسان‌ها و اجنه را شامل می‌شود. انجام تکالیف و دستورات الهی سبب پیشرفت و تعالی موجودات می‌شود، لذا اگر کسی بتواند از این دوره، سربلند بیرون بیاید، قطعاً از مقرّبان درگاه الهی است. قرآن در مورد مقرّب بودن یک انسان می‌فرماید: «و در حالى که (روح الامین جبرائیل) در افق اعلى بود. از محل خود تنزّل نمود و فرود آمد و به قدرى (به پیامبر) نزدیک گردید. تا آن‌که فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود».[5] این آیات شریفه در مورد پیامبر اسلام(ص) بوده و نشانگر آن است که این انسان بزرگ به بالاترین مقام قابل دسترسی برای موجودات دست یافته است. همچنین آیه «چون فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه خود بشارت مى‏دهد که نامش مسیح (عیسى) پسر مریم است، که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان (درگاه خدا) است»،[6] که صراحت در مقرّب بودن حضرت عیسی(ع) دارد.
در مورد جنّ تعبیر این چنینی در قرآن کریم وجود ندارد، بلکه تنها این‌گونه می‌توان احتمال مقرّب شدن اجنّه را استنباط کرد؛ زیرا از آنجا که جنیان تکلیف دارند، طبیعتاً انجام این تکالیف می‌تواند در تقرّب آنها در نزد خداوند تأثیرگذار باشد. البته این تنها در مقام اعتقاد است؛ یعنی این احتمال و موقعیت برای اجنه نیز وجود دارد که به مقام قرب الهی دست یابند،[7] هرچند ممکن است ما در آیات قرآن و مجموعه روایات – بر خلاف انسان‌ها -  نامی از جنیان مقرب نیابیم.

اما دسته دوم شامل فرشتگان و ملائکه مجرّد می‌شود، همچنین حیوانات و موجودات دیگر؛ حیوانات و موجودات مادی که تکلیف بر آنها وجود ندارد، قطعاً نمی‌توانند از مقرّبان الهی شمرده شوند، هرچند حشر در قیامت برای آنها نیز وجود دارد

.[8]
اما تقرّب در مورد فرشتگان کاملاً متفاوت است. آنها موجودات مجرّد[9] و عاری از گناه بوده و همواره به ذکر و عبادت خداوند مشغول هستند؛ لذا تمام آنان به نوعی مقرّب و نزدیک به درگاه خدای متعال خواهند بود و آنچه در قرآن کریم به مقرّب بودن فرشتگان اشاره شده است[10]شاید ناظر به تمام آنان باشد.
البته پروردگار، چینشی برای آنان قرار داده است[11] که طبیعتاً برخی از آنها برتر از دیگران هستند و شاید به همین جهت اصطلاح «فرشتگان مقرّب»، در میان علما اصطلاح رایجی است که به برخی از ملائکه الهی گفته می‌شود.

 


[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق و مصحح: محقق و مصحح: میر دامادى، جمال الدین‏، ج 1، ص 662، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع(دار صادر)، بیروت، چاپ سوم، 1414ق؛ ر.ک: «قرب الاهی و اقسام آن»، سؤال 89.

[2]. نجم، 9.

[3]. ر.ک: «معراج و قاب قوسین»، سؤال 26883.

[4]. واقعه، 88 – 91.

[5]. نجم 7 – 9: «وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلىَ‏ *ثمُ‏َّ دَنَا فَتَدَلىَ‏ * فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنىَ».

[6]. آل عمران، 45: «إِذْ قَالَتِ الْمَلَئکَةُ یَامَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکلَمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسىَ ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فىِ الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ».

[7]. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 115، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[8]. ر. ک: «درد و رنج و حشر حیوانات»، سؤال 25378.

[9]. ر.ک: «تجرد ملائکه»، سؤال 93.

[10]. نساء، 172: « … وَ لاَ الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ …».

[11]. صافات، 164: « وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ ».

اقسام وحی

می دانیم که «وحی» در قرآن معنای وسیعی دارد و منحصر به وحی‌هایی که بر پیامبران نازل می شد، نیست، معانی وحی عبارتند از:

1-وحی نبوت که در قرآن فراوان از آن یاد شده است، در آیه 51 سوره شورا می خوانیم:

«وَما کانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلَّمَهُ اللهُ الا وَحیاً» یعنی خداوند با هیچ انسانی جز از طریق وحی سخن نمی گوید.

2- به معنای الهام است، خود الهام خود آگاه باشد که در مورد انسان ها است مانند:

«وَ أَوحَینا اِلی اُمَّ مُوسی أَن أَرضِعِیهِ فَاِذا خَفتِ عَلَیهِ فَالقیهِ فِی الیَمَّ»

یعنی ما به مادر موسی الهام کردیم که نوزادت را شیر ده، و هر گاه از دستیابی دشمنان بر او ترسیدی او را به آغوش امواج دریا بسپار، و خواه به صورت ناآگاه و الهام غریزی که در مورد غیر انسان می باشد چنان که در مورد زنبور عسل آمده که فرمود: «وَ أَوحی رَبُّکَ اِلَی أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعرِشُونَ» 

پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) فرستاد که از کوه‌ها و درختان و داربست‌هایی که مردم می سازند خانه هایی برگزین؛ زیرا مسلم است که وحی در این جا همان فرمان غریزه، انگیزه های ناخودآگاهی است که خداوند در جانداران  مختلف آفریده است.

3- به معنای اشاره است چنان که در داستان زکریا می خوانیم:

فَأَوحی اِلَیهِم أَن سَبَّحُوا بُکرَهً وَ عَشِیاًّ   یعنی زکریا به مردم با اشاره گفت: صبح و شام تسبیح خدا گوئید.

4- به معنای رساندن مخفیانه پیام وخبر آمده است چنان که در آیه 112 سوره انعام آمده:

 «یُوحِی بَعضُهُم اِلی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرُوراً » یعنی شیاطین انسانی و غیرانسانی مطالب فریبنده و گمراه کننده را به طور مرموز به یکدیگر می رسانند.

 

 

روزه قلب

حضرت علی علیه السلام :

صَوْمُ الْقَلْبِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ اللِّسانِ و صِیامُ اللِّسانِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ الْبَطْن.

روزه قلب بهتر از روزه زبان و روزه زبان نیز از روزه شکم برتر است.

معرفی مراکز علمی

مرکز رشد واحدهای فناور دامغان 

مرکز رشد شماره 4 (دامغان) در سال 86 در محل ساختمان آموزش و پرورش این شهر راه اندازی و شروع به فعالیت نمود.

این مرکز تا کنون موفق به جذب حدود 26 واحددر زمینه­ های رباتیک، دارویی، کشاورزی، گیاهان دارویی، مکانیک و … گردیده است. گفتنی است از کل واحدهای مذکوردر حدود 16 واحد با اجرای موفق ایده محوری خود به عنوان واحد فناور رشد یافته از این مرکز خارج گردیده و تعداد 10  واحد نیز در حال حاضر در مرکز مستقر و مشغول به اجرای ایده خود می ­باشند.

 

روزه خوارى


امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه؛
هر كس یك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا مى‏ شود
(وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9)

رمضان و افزایش حسنات

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛
ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.
(بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)

شاخصه های گناهان کبیره از دیدگاه قرآن کریم و روایات

چکیده

به طور کلی گناه دارای مراتبی است که هر اثر و پیامد خاص خود را به دنبال دارد که شناخت آنها باعث دوری و اجتناب کردن از گناهان می شود.

با توجه به اینکه تنها کسی که می تواند به مطهرات و پاکها نزدیک شود که خودش را پاک گرداند و لازمه این تقرب، پاک شدن از آلودگی ها و نجاسات است و گناه بزرگترین نافرمانی و آلودگی در برابر پیشگاه خداوند است. گناه هر کاری است که انجام آن ناروا باشد، صغائر گناهانی هستند که مشمول دو حد نمی شوند، حد دنیا و حدآخرت، و کبائر هر معصیتی است که در قرآن مجید یا سنت معتبر وعده آتش بر ارتکاب آن رسیده باشد. از عوامل و زمینه های ارتکاب گناه می توان به زمینه های فرهنگی و تربیتی خانوادگی و اجتماعی اشاره کرد.

و همچنین گناهان می توانند آثاری چون سلب روزی، عدم استجابت دعا، مانع آرامش و شرم و حیا و ….را برای فرد عاصی به دنبال بیاورد. از راه های دوری از معاصی، توبه و استغفار، کوچک نشمردن گناهان، یاد خداوند و …. است. لذا این تحقیق جهت آشنایی با انواع گناهان، عوامل و زمینه های ارتکاب آنها، آثار معاصی و راه های پیشگیری از آها با استفاده از دو منبع اصیل قرآن و روایات و کتب اخلاقی به روش توصیفی تحریر گشته است. و نتیجه حاصل شده گویای ان است که دستورات عملی اسلام بیانگر انواع برخوردهای اسلام با گناهکار است.که هر کدام به نحوی نقش بازدارندگی و کنترل گناه را در فرد و جامعه دارد.    

 کلید واژه: شاخصه، گناه کبیره، گناه صغیره.

محقق:معصومه اردکانی زاده

استاد راهنما:خانم لیلا خواجه زاده

استاد داور:دکتر علی پریمی

تاریخ دفاع:پاییز 96

کرسی آزاد اندیشی با موضوع «کالای ایرانی،حمایت از حقوق تولید کننده یا مصرف کننده»

 کرسی آزاد اندیشی با موضوع «کالای ایرانی،حمایت از حقوق تولید کننده یا مصرف کننده» در تاریخ 97/2/17 با حضور جناب آقای منهدس فدائیان کار آفرین برتر به عنوان استاد منتقد و خانم مخلصی به عنوان استاد داور و طلاب به عنوان ارائه کنندگان بحث در مدرسه فاطمیه دامغان برگزار شد در این کرسی طلاب محترم خانم هامریم ترابی به عنوان ارائه کننده بحث مطالبی در باره کالاها و تولیدات داخلی مطرح کردند از جمله عدم رعایت استانداردها و کیفیت کالای داخلی و در ادامه آقای مهندس فدائیان به ضرورت استفاده از تولید داخلی برای حل مشکل اشتغال و رونق اقتصادی کشور اشاره کردندایشان با اشاره به توانمندی ها در عرصه تولید داخلی و معرفی چند کشور به عنوان نمونه در استفاده از تولیدات داخلی از طلاب خواستند رسالت و وظیفه خود رادر حمایت از تولید داخلی انجام دهند. در ادامه سرکار خانم مخلصی با اشاره به عدم رعایت استاندارد های جهانی در برخی از تولیدات و عدم تطابق استانداردهای داخلی و خارجی از استاد خواستند راهکارهای مورد نظر را در این زمینه به مصرف کنندگان بدهند.مهندس فدائیان در ادامه با اشاره به حقوق مصرف کننده ،گفتند:مصرف کنننده فقط ملزم به خرید کالای داخلی استاندارد و با کیفیت است تا هم تولیدکننده منصف تشویق شود و هم حقوق مصرف کننده رعایت شود.

 

معرفی کتاب

کتاب اخلاق مطبوعات 

نویسنده : کیان شصت فولادی

مشخصات نشر : قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، 1385
مطبوعات در خبررسانی و بالا بردن سطح افکار و اطلاعات عمومی مردم، نقش مهمی برعهده دارند. مطبوعات می توانند فرهنگ یک کشور را به تدریج تحت تأثیر قرار دهند و فرهنگ جدیدی را جای گزین آن کنند.

این مزایا و توانایی سبب شده است تا قدرت های پلید با روش های غیراخلاقی و زشت، به تغییر حکومت ها و حاکمان مخالف خود بپردازند.

دخالت این قدرت ها در کار مطبوعات و همچنین دیگر عوامل سبب شده است تا اخلاق حاکم بر بسیاری از مطبوعات، غیرارزشی و ناهنجار باشد. این امر افزون بر آنکه با قداست قلم سازگار ندارد، پای مال شدن حقوق افراد و ملت ها را در پی دارد. ازاین رو، نیازمند قوانین، تأمین کننده بخشی از این نیاز است، ولی بسنده کردن به آن کار شایسته ای نیست؛ زیرا قانن آن گاه در دست یابی به اهداف خود موفق خواهد بود که کنترل درونی هم برخواست های براین اساس، مرکز پژوهش های اسلامی بر آن شد تا «بایدها و نبایدهای اخلاقی» در کار مطبوعات را ترسیم

کند و در پژوهش «اخلاق مطبوعات» به پژوهشگران رسانه عرضه دارد.

برگزاری نشست تخصصی با موضوع«حق حبس ،آثار و نتایج آن در عقد نکاح»

نشست تخصصی با موضوع«حق حبس ،آثار و نتایج آن در عقد نکاح» در مدرسه فاطمیه دامغان برگزار شد . در این نشست که در تاریخ 97/2/10 برگزار شد، طلاب اساتید و اعضای کانون پژوهشی اندیشه در سالن اجتماعات مدرسه فاطمیه  دامغان به همراه کارشناسان مربوطه دکتر ذوالفقاری و دکتر قادری از اساتید حقوق دانشگاه آزاد دامغان حضور داشتند .

کارشناسان در این نشست به طرح مباحث مهم در حوزه حبس ،مفهوم شناسی حبس،حق حبس در فقه و حقوق موضوعه وشکالات وارد بر این قانون پرداختند و طلاب سوالات خود را در این زمینه از کارشناسان پرسیدند.

 

شیوه مناظرات انبیاء در قرآن

چکیده

خداوند انسان را مختار آفرید تا با انتخاب خود زندگی کند و برای هدایت و انتخاب آگاهانه پیامبرانb را برگزید؛ لذا تبلیغ از وظایف مهم انبیا شمرده شده است و از دیدگاه قرآن کریم که کامل‌ترین ابزارها و شیوه‌های تبلیغ را ارایه می‌دهد بسیار حائز اهمیت است. مناظره از جمله شیوه‌های تأثیرگذار تبلیغی انبیاء بشمار می‌رود. لذا تحقيق حاضر با استناد به آيات قرآن و كتب تفاسير به روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن بيان تعريف واژه‌های کلیدی؛ از قداست هدف با اثبات حق و حق‌جويي، اولويت امر به معروف و نهي از منکر نسبت به مناظره، اخلاص و انصاف در مناظره و … به عنوان آداب مناظره و نپذیرفتن حق، تظاهر و ریاکاری، خشم و غضب و … را از جمله آفات مناظره اشاره شد. شيوه‌هاي مناظرات انبياء الهی نیز در چهار مبحث مناظره انبیاء با خداوند متعال، مناظره نبی با نبی، مناظره انبیاء با خواص، مناظره انبیاء با عوام با توجه به آیات قرآن مورد بررسی واقع شد. هدف اين تحقيق اثبات وجود بحث مناظره در قرآن و ترسيم شيوه‌هايي است كه در اين مناظرات ذكر گرديده است و اثبات اينكه نکات و پیام های مطرح شده در آيات براي موفقيت مبلغان ديني عصر امروز نيز كارايي دارد. همه انبیاء اصول مشترکی داشتند و آن رعايت حال مخاطب، تحريك وجدان با تكيه بر عنصر عقلانيت، استدلال از طريق محسوسات،استفاده از مطالب گوينده در جهت رد ادعاي او و غيره استفاده مي نمودند.

 

کلید واژه: شیوه، مناظره، انبیاء و قرآن.

تحقیق پایانی

محقق:محبوبه سادات تقوی

استادراهنما:خانم زینت السادات رزم آرا

استاد داور:طیبه مهرابی

تاریخ دفاع:زمستان 96

لقب های حضرت عباس(ع)


به عناوینی که بر اثر بروز و ظهور ویژگی هایی در انسان ها، به آنان نسبت داده شود و بیانگر ویژگی شان باشد، لقب می گویند. حضرت عباس(ع) القاب بسیاری دارد. برای ایشان بیش از بیست لقب مشهور برشمرده اند که معروف ترین آنها عبارت اند از:

 

1. قمر بنی هاشم
حضرت عباس(ع) از جمال و زیبایی ویژه ای برخوردار بوده؛ به گونه ای که سیمای دل ربای او جلب توجه می کرد و چهره اش مانند ماه تمام، تابناک می نمود. چون از دودمان هاشم، جد پیامبر(ص) بوده، او را «ماه فرزندان هاشم» می خواندند. این لقب، لقبی مشهور برای حضرت به شمار می رود و بسیاری از منابع آن را برشمرده اند.(1)

 

2. باب الحوائج
حضرت عباس(ع) در دوران زندگانی امام مجتبی(ع) پیوسته در کنار آن حضرت به مددکاری مردم و برآوردن نیازهایشان می پرداخت. این رویه در زمان امامت امام حسین(ع) و پیش از جریان عاشورا نیز ادامه داشت تا آن جا که هر گاه نیازمندی برای کمک خواستن نزد این دو امام همام می آمد، حضرت عباس(ع) مأمور اجرای دستور امام خویش می شد. حضرت عباس(ع) جایگاه بلندی نزد برادرش امام حسین(ع) داشت. نوشته اند:

«همان گونه که پدرش امیر المؤمنین(ع) جایگاه بلندی نزد پیامبر اکرم(ص) داشت و باب او بود و هر گاه مشکلی روی می داد پیامبر اکرم(ص) ابتدا آن را با علی(ع) در میان می گذاشت، عباس(ع) نیز چنین حالتی نسبت به امام حسین(ع) داشت. امام با پیشامد هر مشکلی آن را با برادرش در میان گذاشته و از او می خواست که آن مشکل را برطرف نماید».(2) این مسأله سبب شد تا ایشان را باب الحوائج؛ «برآورنده نیازها» بخوانند.(3) البته به نظر می رسد این لقب بعدها در نتیجه توسل ها و کرامت های آن حضرت به ایشان داده شده است.

ادامه »
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی